
ویترینها باید دیدنی باشند. در آیین و قوانین دكانداری امروز، این یك اصل اساسی است! اما كاركرد عام یك ویترین تنها پیش چشم قرار دادن گزیدهای از همه جاذبههای یك دكان است. بزاق ذائقه یك مشتری سرگردان در پاساژ بادیدن ویترین تحریك میشود. پس بدون ویترین سوداگری ممكن نیست. ویترین مدخلی برای لمس همه مایحتاج روزمره یك مشتری حرفهای است. اما اگر از او بپرسید كه صاحب این مغازه برای فروش اجناس خود چقدر سلیقه به خرج داده قریب به یقین پاسخ سر راستی نخواهید شنید. برای دریافت واكنش او میتوانید كمی دورتر باشید تا میزان مكث او در مقابل ویترین و زمان تصمیمگیری او را برای ورود به مغازه محاسبه كنید. حالا میتوانید بگوئید كه دكاندار تا چه اندازه برای جلب مشتری خود سلیقه به خرج داده است. تا مشتری جنس مورد علاقه خود را لمس نكند، صرفا با دیدن ویترین توانائی اظهار ندارد. در پایان كار هم هر مشتری پس از ابتیاع جنس خود یا امتناع از ابتیاع جنس مورد نظر خود بدون نگاهی به ویترینی كه در آغاز دیده ، پاساژ را ترك خواهد كرد. این پرت و پلائی كه خواندید مقدمهای برای نگاهی به نمایش «مرغابی وحشی» است كه برای تولید یك تئاتر از مصادیق خاص خود بی بهره نیست. نمایشنامه «مرغابی وحشی» هنریك ایبسن كه با دراماتورژی نادر برهانی مرند توسط او و آرش پارساخو نوشته شده و در سالن چهار سو به صحنه رفته است دارای یك ویترین به حق دیدنی است. ویترین این نمایش در پاساژ نیمه تعطیل ولی صد مرتبه پر عطش تئاتر این روزها، شامل اسامی بسیاری است كه هر بینندهای را برای دیدن این اجرا بیوقفه تشویق و ترغیب میكند. در ادامه به فهرستوار به نشانههای نامی موجود در ویترین اجرای «مرغابی وحشی» میپردازم تا اگر به آن بی توجه بودید یك بار دیگر سر صبر خوب تماشا كنید: 1- انتخاب یكی از آثار برجسته هنریك ایبسن و یا به عبارت بهتر یكی از بهترین نمایشنامههای تاریخ ادبیات جهان 2- استفاده از نامآشناترین و یا با قضاوتی سهل و ممتنع بهترین بازیگران فیالحال تئاتر ما كه شامل هومن برقنورد، سیامك صفری، الهام پاوهنژاد (با چاشنی تلویزیون)، افسانه ماهیان، علاء محسنی، كاظم هژیر آزاد، فرزین محدث و دیگران. 3- ایوب آقاخانی؛ یك منتقد و كارگردان (نامآشنا با نوشتهها یا با چاشنی توانائی قلمی) 4- یك پیشنینه بلند بالا از سال 76 تا كنون كه در آن چند نمایشنامه و اجرای خوب از گروه تئاتر معاصر هست. البته با چاشنی یاراحمدی و نریمانی.5- قلمفرسائیهای رادیوئی چند تن از اعضای گروه 6- از همه مهمتر حضور فوتوژنیكانه كارگردان در سیما! بیتردید از چنین ویترینی بوی كباب میآید و تماشاگران تشنه پس از فصل تعطیلات نابهنگام تئاتر حتی برای دیدن چهارسو پس از بازسازی هم كه شده به سالن خواهند آمد. تا اینجا فقط از قدرت ویترین نمایش گفتیم كه همه خصوصیات یك نمایش خوب را در خود دارد. اما آیا میتوان برای هر مشتری جنسی گذاشت تا دستخالی از دكان نرود؟ تلاش گروه برای رسیدن به یك اجرای خوب به سادگی مشهود است. بازیگران این اجرا با اتكا به خلاقیتهای فردی خود تماشاگران را در سالن نگاه میدارند تا آخر قصه را هم ببینند و بشنوند. حال این پرسش پیش میآید كه آیا همیشه ویترینهای خوب نتیجه خوبی هم برای تماشاگران یك اجرا خواهند داشت؟ در مورد اجرای «مرغابی وحشی» تا آنجا كه به توانائی فردی بازیگران مربوط میشود، ویترین خوب در رضایت تماشاگر موثر واقع شدهاست. چون بازیگران آزاد بودند، و یا دست كم آزاد به نظر میرسیدند. موتیفهای كمیك اجرا تا لحظه آخر خنده را از هر تماشاگر عبوسی میگیرد. اما در بسیاری موارد با توجه به منطق عام این اجرا نیازی به تكرار آن نیست. طولانی شدن برخی موقعیتها كه قطعا تماشاگران از طولانی شدن آن با شلیك خنده خود استقبال میكنند، دلیل محكمهپسندی برای كش آمدن یك موقعیت به لحاظ زمانی و تكرار یك موتیف نیست، موتیف كمیك در برخی موارد در برجسته شدن بازی یك بازیگر، كه مثال آن سیامك صفری است، بسیار موثر است. اما اجرا در معرض این خطر خواهد بود كه تكرار گاه و بی گاه آن به مذاق برخی تماشاگران خوش نباشد. این اما سلیقه است. شكل دقیقتر آن كه به منطق یك موقعیت یك نمایشنامه رئالیستی مربوط است، نمایش را در این مخمصه گرفتار میكند كه اگر حضور موتیف بیجا باشد، كل آن موقعیت دچار انحراف شده و راه به جائی میبرد كه قطعا هدف و غایت شكلگیری آن موقعیت نیست. اما تكرار «آره؟نه؟» در اجرای برهانی مرند تنها كاركرد كمیك ندارد، بلكه گاهی به برخی از موقعیتها بار معنائی تازهای میدهد. جدا از چند مورد كوتاه. با این حال تكرار «آره؟نه؟» در برخی موقعیتها ذهن تماشاگر را به ناكجاآبادی ارجاع میدهد كه این نكته موجب از دست رفتن ظرافت طراحی و كارگردانی یك موقعیت است. تا اینجا با توجه به شباهتی كه میان ویترین یك مغازه و تولید تئاتر فرض كردیم ویترین این اجرا فریبنده نبود و بسیاری از تماشاگران را دستخالی روانه نكرد. اما كسانی كه در پی عیار گروه هستند و اجراهای بهتری نظیر «چیستا» را از نادر برهانی مرند دیدهاند، چیزی نماند و آنها تماشاگرانی شدند كه دست خالی از سالن رفتند. اما میدانیم كه سردر هیچ سالنی ننوشتهاند كه «ورود برای عموم آزاد نیست.» قدرت كارگردانی برهانی مرند در این بود كه میدانست هرگز نمیتوان این عبارت را بالای در ورودی سالنهای تئاتر نوشت.
